تبليغاتX
هجویات
مردم در یک چیز مشترکند,همه با هم فرق میکنند ...
Kont :

مرگ مثل ضرب در صفر می مونه: همه ی مقادیر رو با هم برابر می کنه
برنده و بازنده و شریف و خائن و ضعیف و قوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 18:9  توسط ادم  | 

تنهایی سخت است ، همیشه سخت بوده ،برای خدا هم سخت بود ، ولی او خدا بود ،و افرید و افرید تا گمشده اش را یافت و به انسان انس گرفت .....

"سفر تکوین"

شاندل

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 13:30  توسط ادم  | 


ای نو بهر خندان، از لامکان رسیدی
چیزی به یار مانی، از یار ما چه دیدی؟

خندان و تازه رویی، سر سبز و مشکبویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی؟
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 17:54  توسط ادم  | 

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما

                                                    پا وا مکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می دهم چه جای دل

                                                 وز اتش سودای دل ای وای دل ای وای ما

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 19:10  توسط ادم  | 

 

روسپی کهنه کار شهر هم که باشی


می‌توانی پرنده ات را بگیری توی دست ات،
دست بگذاری روی قلب‌اش که تند می‌زند،
پیشانی‌اش را ببوسی،
و پرواز اش دهی.

روسپی کهنه‌کار شهر هم که باشی،
پرنده‌ات پرواز می‌کند،
یک دور بالای سر ات می‌چرخد
و بعد
می‌رود.

کبوترها لانه‌هاشان را می‌شناسند.
و کلاغ‌ها همیشه لانه‌ی تازه می‌سازند.

فقط روسپی کهنه‌کار شهر دل‌تنگ پرنده‌هاش نمی‌شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 21:7  توسط ادم  | 

خود را با تمام سلاح های خدا مجهز کنید

تا بتوانید در برابر وسوسه ها و نیرنگ های شیطان ایستادگی نمایید

بدانید که جنگ ما با انسانهایی که گوشت و خون دارند نیست ...

ما با موجودات نامریی می جنگیم که بر دنیای نامریی حکومت می کنند...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 21:52  توسط ادم  | 

 

کسانی که گرفتار ارواح پلید بودند

وقتی چشمشان به او می افتاد

در مقابلش به خاک می افتادند و فریاد براورده می گفتند :

" تو فرستاده خدا هستی ! "

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 21:49  توسط ادم  | 

از تاریکی است

به شب پی می برم

رویاها جاری می گردند

و ستاره ای سوسو می زند

اه!ای ستاره شامگاهی ارزویی کن

بنگر!

ستاره ای از میان تاریکی می درخشد

و ترانه اش دلم را با خود می برد

اه!ارزویی می کنم.......

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 17:23  توسط ادم  | 

ادمی تنها یک کالبد جسمانی نیست او در ضمن یک جوهره معنوی است و این عصاره یعنی روح ازاد است که جدا از کالبد سفر کند !

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 21:31  توسط ادم  |